داستان آموزنده | رویای بارانی

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
کاربران عزیز سایت هر روز به روز میشود حتی با وجود کم کاری های اخیر که از شما عزیزان عذر خواهی میکنیم برای دیدن پست های جدید به صفحه اول سایت و زیر پست ثابت مراجعه فرمایید با تشکر

تبلیغات

تبلیغات در سایت

موضوعات

آمار سایت

بازديد امروز : 1249 بازديد ديروز : 4140 بازديد کل :4748855 تعداد مطالب : 2026 تعداد نظرات : 561 ارسال روزانه : 1.85 نظرات روزانه : 0.52

داستان آموزنده و زیبای اسکناس

بازدید:

داستان آموزنده اسکناس,داستان آموزنده,داستان,آموزنده اسکناس,داستان آموزنده,داستان آموزنده اسکناس,

داستان اموزنده اسکناس

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۱۷ مهر ۹۴

داستان آموزنده و غمگین تشکر در ازای زور!

بازدید:

داستان اموزنده,داستان آموزنده و غمگین,داستان آموزنده تشکر,داستان آموزنده متشکرم

داستان اموزنده 

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۱۲ تیر ۹۴

داستان اموزنده دوبرادر

بازدید:

 

داستان اموزنده دو برادر,دو برادر,داستان آموزنده,آموزنده,جدید ترین داستان های آموزنده,داستان دو برادر,داستان آموزنده,دو برادر,آموزنده دو برادر,جدید ترین داستان های آموزنده,داستان آموزنده,مطالب آموزنده,قصه های آموزنده,قصه آموزنده دو برادر,

داستان اموزنده دوبرادر

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۱۸ خرداد ۹۴

داستان آموزنده سقراط و مرد آشفته

بازدید:

سخنان افلاطون

داستان اموزنده

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود.
علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم.

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۱۹ اردیبهشت ۹۴

داستان اموزنده پدر

بازدید:

داستان

داستان اموزنده پدر

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۱۱ اردیبهشت ۹۴

داستان کوتاه اموزنده دانشجو واستاد

بازدید:

اس تیکه دار مفهومی

داستان کوتاه اموزنده وزیبا

روزی استادی تصمیم گرفت میزان ایمان دانشجویان خود را بسنجد
او پرسید:آیا خداوندهرچیزی را که وجود دارد آفریده است؟
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد:بله
استاد پرسید:هرچیزی را؟

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۳ فروردین ۹۴

داستان اموزنده کوتاه

بازدید:

اموزنده

روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.چون روزی چند بر این حال بود،کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.بدو گفتند:در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!

داستان اموزنده

ادامه مطلب…

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۲۲ اسفند ۹۳

داستان آموزنده غمگین قدر شناسی

بازدید:

داستان آموزنده قدر شناسی,داستان آموزنده غمگین,غمگین ترین داستان دنیا,داستان غمگین آموزنده,داستان غمگین,داستان های آموزنده و غمگین,جدید ترین داستان های آموزنده,داستان غمگین و آموزنده,داستان جدید آموزنده,آموزنده قدر شناسی,داستان برای قدر شناسی,شعر برای قدر شناسی,

داستان آموزنده قدر شناسی

ادامه مطلب …

دیدگاه:۰
تارخ انتشار: ۳۰ بهمن ۹۳

داستان عاشقانه واموزنده همدردی

بازدید:

داستان عا شقانه

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

داستان عاشقانه واموزنده همدردی

ادامه مطلب…

 

دیدگاه:۱
تارخ انتشار: ۱۹ بهمن ۹۳

داستان اموزنده فراموشی مادر

بازدید:

داستان آموزنده مادر

چمدونش را بسته بودیم،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود کلا یک ساک داشت ،
کمی نون روغنی، آبنات، کشمش ،چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی …
گفت: “مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم یک گوشه هم که نشستم نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!”

داستان اموزنده فراموشی مادر

ادامه مطلب..

دیدگاه:۱
تارخ انتشار: ۷ بهمن ۹۳
صفحه 1 از 3123

رویای بارانی » داستان آموزنده

تبلیغات

http://www.royayebarani.ir
تبلیغات در سایت

خبرنامه سایت

برای اطلاع از اخرین بروز رسانی سایت در خبرنامه ما سایت عاشقانه رویای بارانی عضو شوید.لازم به ذکر است این خبرنامه از طریق سرویس گوگل صورت می پذیرد و هیچ گونه اسپم یا تبلیغاتی به ایمیل شما ارسال نخواهد شد.

تولبار رویای بارانی

برترین مطالب

ارتباط با مدیران در یاهو مسنجر

morteza

morteza

پیشنهادی ما